![]() |
![]() |
|
| عاشقانه ها-دل نوشته ها-شعر و ...حرفای ناگفته |
|
در آغوشم بگیر امشب, من از کابوس می ترسم
نذار بارونی شم, بارون!, از اقیانوس می ترسم
بازم از چشمت افتادم, برو این آخرین درسه
نبر رویات و از خوابم, دلم تنهایی می ترسه
نگو باید خودم باشم, بمونم بی تو با هزیون
کمک کن نازنین من, گرفتاره دل مجنون
نگو رسم زمون اینه, گلاب و آب و آیینه
نرو تنها می شم بی تو, بری هر لحظه نفرینه
خودم دیدم خودم خواستم, خودم کور شم الهی زود
خودم گفتم هوای تو, هوای پر کشیدن بود
نذار تنها بشم امشب, بغل کن آرزوهامو
ندیدم چیزی از امروز, بساز دنیای فردامو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:18 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه / دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه
|
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|