![]() |
![]() |
|
| عاشقانه ها-دل نوشته ها-شعر و ...حرفای ناگفته |
|
من در ابتدا می اندیشم.که ناگهان تو را یافته ام.ناگهان تو را پیدا کردم.ولی چه خیال دردناکی. تو را هنوز نیافته ام به من فرصتی ده.برای نو شدن.من تو را راندم ولی در میان هق هقم گم شدم نمیدانم چرا زمان نمیگذرد.عقربه ها رام شده اند و اشکهایةةم مانع گذر ثانیه ها کمی از تنهایی چشمهایت به آسمانم بیا.در میان هق هقم مرا در آغوش بگیر عشق من مرا دریاب.راهی نشانم ده *** دیشب ناباورانه تصمیم گرفتم ولی از سرزنش دلم رهایی ندارم.دوسش دارم.بدون او نمیتونم خدایا تو یا راهی جلوی پام بذار.در میان تاریکی گمم
ساده بايد گفت
بي کنايه , بي نياز از واژه ها
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 13:7 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه / دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه
|
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|