تبليغاتX
برات حرفای ناگفته دارم...
عاشقانه ها-دل نوشته ها-شعر و ...حرفای ناگفته

ساعتی در شرف عشق من این بار بمان

آنچه دیریست از این چشم نخواندی تو بخوان

زلف خود تار بکن.ساز من این بار بزن

زخم دیرینه فراقت را از این دل بستان

ساعتی همدم من باش و شریکم یک دم

این اسیر قفس آلوده ی عشقت برهان

در صبایی بلبل باغ بهارت بودم

در خزانم دیریست

سوی آن باغ وصالت بکشان

 

ساعتی باز بمان

 

                            که دل از رفتن تو بارانیســـت

                             

                                   ساعتی باز بمان...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:20  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 


يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشي منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد..
تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي..
بهت مي گم چشماتو مي بندي؟
ميگي اره بعد چشماتو مي بندي ...
بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟
مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن..
مي دوني؟
مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع..
يه ضربه عميق..بلدي که؟
ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستي ..نميدوني

من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..نمي بيني
خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..نمي بيني که دستم مي سوزه
و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني..

تو داري قصه مي گي..
من شلوارک پامه..دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه
رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش..
حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني..
تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم..
مي بيني نا منظم نفس مي کشم..تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت.
مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم..
مي بيني ديگه نفس نمي کشم..
چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم..
مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن..

از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم..
مردن خوب بود ارومه اروم...
گريه نکن ديگه..من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم

خوشگل شدياااا

بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي..

گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه..

دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:19  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 


گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده !


 , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده !


, اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده !


, حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست"


که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ :


 "خدا" خيلي تنهاست

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:11  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 

آقا اجازه...!

کاغذ٬ قلم٬ دوچشم ورم کرده٬ دل٬ .... سلام!
آقا اجازه! آمده ام باز پشت بام

ها میکنم که گرم شود دستم از بخار
من سردم است....میکشد آغوشم انتظار

تصویر آسمان٬ پرخش شد....نیامدی
یک گان هشتمین دهه شش شد٬ نیامدی!

هشتاد و شش بهانه سین....بی حضور تو!
هشتاد و شش بهار زمین....بی حضور تو!

تا کی؟...الی متی؟...همه را پیر کرده ای!
آقا اجازه! فکر کنم دیر کرده ای....

آخر چرا؟...نگو که دعایت نمیکنیم
شبهای سرد جمعه دعایت نمیکنیم

من هر قنوت٬ نام تورا گریه میکنم
شب در سکوت٬ نام تورا گریه میکنم

حتی اگر شکوفه کند بی تو٬ باغمان / عادت کند نبود تورا چشم آسمان
حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود / پروانه ها اگر که تو را یادشان رود...

آقا اجازه! ما دلمان تنگ میشود...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:10  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 

روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند ....

 قفس را به من ساز را به تو دادند ....

 غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم .....

 مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو

 به صدا در می آورم

به بهانه ی تــــــــــــــــــــــــــــو

 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:5  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 

اگرچه از تو سرودن هميشه اسان نيست
دلم از اينکه سروده تو را پشيمان نيست


نبين به خنده من طرح بی خيالی را
هميشه گريه عاشق شبيه باران نيست

تو هيچوقت به اين فکر کرده ای ديريست
که افتاب نگاهت کنار گلدان نيست

خدا کند که بميرم واخر اسفند
نبينم اينکه بهاری پس از زمستان نيست

کنار پنجره می پوسم و نمی ايد
کسی که عابر معمولی خيابان نيست



به گيسوی تو گره خورده رشته عمرم
وگرنه نظم من انقدرها پريشان نيست

...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:58  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 

گل من گریه مکن

که در آینه ی اشک تو غم من پیداست

قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست

گل من گریه مکن

سخن از اشک مخواه

که سکوتت گویاست

از نگه کردنت احوال تو را می دانم

دل غربت زده ات

بی نوایی تنهاست

من و تو می دانیم

چه غمی در دل ماست

گل من گریه مکن

اشک تو صاعقه است

تو به هر شعله ، چشمان ترم می سوزی

بیش از این گریه مکن

که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی

من چو مرغ قفسم

تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی

گل من گریه مکن

که در آیینه ی اشک تو غم من پیداست

قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست

دل به امید ببند

نا امیدی کفرست

چشم ما بر فرداست

ز تبسم مگریز

درّ دندان تو در غنچه ی لب زیباست

گل من گریه مکن

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:55  توسط ََُُّّّمریم و نگین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه / دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه

نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
آرشیو موضوعی
حرف دل
پیوندها
بزرگتـــــــــــرین مرجع اس ام اس
جدیدتــــــــــرین اس ام اس ها
sms هاي عاشــــــــــقانه
بهار اشـــــــعـــار
صفا30 تی کرج
عشق پائیزی
۩۞۩ √عکس√جوک√مطالب جالب و خواندنی√SMS جدید ۩۞۩
عاشقانه های پرهام
فریاد عشق(نازنین)
پنجره ای رو به دل
'گروه علوم تربیتی
غروب جـنگ
::جایی برای با هم بودن::
غروب جنگ
دختر بهاری
مهــــمــــان دنیـــا
نیستش
فریاد عشق( عاشقانه های رامین)
عشق(ترنم)
(سرنوشت را كي مي توان از سر نوشت....)
پديده
انسان امروز
نفس تنهایی(منفرد)
دیدار ایرانیان
بچه هایی از دیار چهار محال بختیاری
عشقولانه ها
افزايش بازديد سريع
جدیدترین ها...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

; خطاطي نستعليق آنلاين ;

فال عشق

** www.shereno.com **

با خانه

گروه :

2khali.blogfa.com

**

کد آهنگ

**