![]() |
![]() |
|
| عاشقانه ها-دل نوشته ها-شعر و ...حرفای ناگفته |
|
تا حالا دیدی اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟ هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:49 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
کجاست بگو تنها شدی باز تف سربالا شدی
تنها شدی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:44 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که چون شمع بسوزي از سر تا به پاي گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت اي پروانه من
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:42 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
این غزل ها همه مستند ببخشید مرا
همگی باده پرستند ببخشید مرا
اگر این گونه پریشان زده و بی تابند
بال و پر سوخته هستند ببخشید مرا
این غزل ها که پر از عشق و جنونند همه
حرمت عقل شکستند ببخشید مرا
پیش از انی که بیایی همه عاقل بودند
لحظه ای با تو نشستند و ببخشید مرا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:41 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني. ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:35 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
"گفتم : مجنونم کفتي : باش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:34 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
ای شکسته پای من گریه نکن عصای من
دوس ندارم که عاقبت تو بشکنی به جای من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:31 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:28 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:14 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
ای که مدتهاست بامن نیستی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:12 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه / دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه
|
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|