![]() |
![]() |
|
| عاشقانه ها-دل نوشته ها-شعر و ...حرفای ناگفته |
|
اگه خيلي تنهايي وهمدمي نداري.اگه بيماري و دستت خالي!اگه بيکاري و در به در دنبال کار،يادت باشه حتي در تيره ترين شب ها،دراوج تاريکي وظلمت،هميشه ستاره اي هست که چشمش به توست.اون ستاره يه پيغومه،يه خبر خوش واسه اونايي که به دنبال نورند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:33 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
دلم هوايت را كرده كاش بودي و باهمه خستگيها مي خنديديم ... تو مي داني دلم بهانه چه چيز را مي گيرد ذره ذره وجودم پر از بهانه است بهانه نبودنت من از اين همه تنهايي خسته ام چرا با من حرف نمي زني ؟ چرا نيستي ؟ تو كجايي؟ چرا ديگر برايم نمي نويسي ؟ دلتنگ صداي کسي که لرزش صدايت را حس نمي کند دلتنگ نگاه کسي که فرار مردمک لجباز چشمانت را نمي بيند دلتنگ کسي که ردپاي کلماتش خوشحالت مي کند دلتنگ کسي که در همين نزديکي است اما ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:31 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
از درد بي کسيت دارم يواش يواش زار ميزنم از تو تموم قصه ها اسمتو فرياد ميزنم ميخوام بگم دوست دارم عاشقتم تا آخرش رسمش نبود که بي وفا منو کشتي از اولش هيچي نخواستم غير تو و دوست داشتنت همين و بس فکر نمي کردم که ميري من مي مونم تو اين قفس رفتي و من با خاطر عطر تن تو زنده ام رفتي ولي بدون عزيز حقم نبود که بي توام تو اين قمار بي کسي تنها منم بازيگرش بازيچه ي دست تو و بازيچه ي دست همه تو اين قمار بي کسي تنها منم بازيگرش بازيچه ي دست تو و بازيچه ي دست همه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:29 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
كاشــــــــــــــــــــــــــــــــكـــــــي كاشكي يه روز ببينمت كه دل سپردي به كسي كاش درد عشق بدوني چه سخته درد بي كسي كاشكي فقط با يك نگاه تو دام اون اسير بشي بخواي تو دامش بموني پرت بده رها شي كاشكي وقتي عاشق شدي دلت رو پيشكشش كني بعدش اون و بشكندش نتوني نفرينش كني كاشكي دوباره جون بدي به قلب من با نفسي كاشكي به آخر برسه اين لحظه هاي بي كسي كاشكي درست زماني كه فكر مي كني اون مال توست ببيني با كس ديگه س خيال اون نصيب توست كاشكي با وفا بودي با من مثل گذشته ها دلم از عشق تو مي گفت به جاي اين گلايه ها!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:28 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
گفتي که باوفا بشم سهم من از وفا تويي سهم من از خودم تويي سهم من از خدا تويي گفتي که دلتنگي نکن آخ مگه مي شه نازنين ؟ حال پريشون منو نديدي و بيا ببين شب که مي شه به عشق تو غزل غزل صدا مي شم ترانه خون قصه ي تموم عاشقا مي شم شب که مي شه به عشق تو غزل غزل صدا مي شم ترانه خون قصه ي تموم عاشقا مي شم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:26 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:7 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:6 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
چشم .چشم.2ابرو/ نگاه من به هر سو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:4 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
اگه با ديدن من غم رو دلت جون ميگره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:3 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:2 توسط ََُُّّّمریم و نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه / دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه
|
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|